نامه به وزیر محترم/ فقدان پایداری در روند اصلاح نظریه های رشد

خرید بک لینک

نامه ای به وزیر محترم بهداشت/ توقف در تکامل نظریه های رشد

سلام بر جناب آقای نمکی وزارت محترم بهداشت. فرموده بودید این انتظار برای شما بود که اقتصاد دانان به کمک شما بیایند(وزیر بهداشت هجده تیرماه 1398: اقتصاددانان باید به کمک من میآمدند و راهی را ارائه میکردند که من چگونه این وضعیت را اداره کنم که معیشت مردمم در آن لحاظ شده باشد. اقتصاددانان مملکت شماها باید به من راهکار ارائه میکردید که من چگونه میتوانم در این شرایط سخت کرونا این مملکت را به گونهای اداره کنم که طغیان ناشی از گرسنگی و فقر هم نداشته باشم)..

اقتصاددانان در ایران را به دو طیف میتوان تقسیم بندی کرد. عده ای معتقد به نظام بازار هستند. این طیف شعار حمایت از تولید سر میدهند و ابزار آنها از متغیرهای اسمی شروع میشود. عده ای دیگر اقتصاد دانانی هستند که آنها هم شعار حمایت از تولید دارند ولی مقدمه این حمایت را درآنچه اقتصاد دانان طیف بازار بیان میکنند قبول نمیکنند. با کنکاور در علم اقتصاد برای استخراج ارتباطی بین تمام مباحثی که علم اقتصاد در اسامی و زیرمجموعه های مختلف بیان داشته است میتوان متوجه شد علم اقتصاد با آنکه پیامد سیاست پولی مرتبط با بازار تولید را افزایش تولید می داند(اولین پیامد سیاست پولی مرتبط با بازار تولید افزایش تولید است) ولی در بیان روش حمایت از تولید از بیان این ابزار غفلت کرده و این ابزار را بیان نکرده است.[1] پس از مطالعات بیشتر علت عدم همگرایی درآمد سرانه کشورها نیز در استفاده کشورهای توسعه یافته در استفاده یا عدم استفاده از همین ابزار دیده شد. پیامد استفاده از این ابزار، فراتر از افزایش تولید میتواند تعریف شود چرا که میتوان آنرا بلاعوض به تولید کنندگان داد و اینگونه کمک به کاهش سطح قیمت ها علاوه بر کمرنگ کردن اجرا شدن قوانین بازار کرد(کتاب اقتصاد حمایتی). این بدان معنی است برای تحقق شعار حمایت از تولید نیاز نیست مقدماتی چید میتوان از خود حمایت شروع کرد و صحبت های بعدی را در چگونگی عرضه این حمایت قرار داد.

امروز وقتی یک شخص تصمیم به خرید مایحتاج سه یا چهار روز زندگی دو نفره می گیرد نزدیک به دویست هزار تومان می بایست بپردازد. قبوض پرداختی نیز همچنان بر سر جای خود باقی است از سویی میدان برای فعالیت اقتصادی نیز به درستی در اختیار افراد قرار داده نشده است. نتیجه این ها این میشود که درآمد سرانه کاهش یابد و در شرایطی مثل شرایط امروز امکان رعایت فاصله گذاری اجتماعی و در خانه ماندن به خوبی فراهم نشود و اما راهکار چیست؟

اگر بتوان یکی از نهاده های تولید را سیاست پولی در نظر گرفت، از آنجا که ماهیت این سیاست پولی برون زا و در اختیار دولت است، میتوان از این نهاده برای کاهش نیاز مردم به حضور در عرصه اقتصاد استفاده کرد. در حقیقت به واسطه پیامد استفاده درست از این نهاده در حمایت از تولید (حمایت بلاعوض با هدف خلق تکنولوژی به صورت پایدار بدون مقدم کردن محقق شدن خلق تکنولوژی بر دریافت حمایت)، میتوان دایره حمایتی جامعه از این سیاست را افزایش داد.

از ابزار سیاست پولی مرتبط با تولید در اقتصاد ایران استفاده میشود ولی از آنجهت که منابع سیاست پولی به صورت وام در اختیار تولید کنندگان (تولید کنندگانی که مزیت های اقتصادی برای فعالیت خود می توانستند تعریف کنند) قرار گرفت و در نهایت نیز این منابع در اختیار و مالکیت بانک ها در آمد که تبعات بعدی دیگر مانند کاهش پول در جامعه از آن ناحیه دنبال شد؛ بر خلاف انتظار به ظهور افزایش تولید و افزایش پول در جامعه و کاهش قیمت، پیامد های دیگری دنبال شد. به هر حال میتوان با قیدگذاری:

1-بلاعوض بودن

2- در اختیار قرار دادن به شرکت های میکرو دانش بنیان و شرکت های متوسط مرتبط با شرکت های میکرو

3- با هدف خلق تکنولوژی جدید (بدون اینکه عرضه حمایت وابسته به محقق شدن خلق تکنولوژی شود)

4- به صورت پایدار

بر سیاست پولی مرتبط با بازار تولید؛ افزایش تولید، افزایش درآمد سرانه و کاهش قیمت ها را تجربه کرد. از برخی از مصادیق کوتاه مدت استفاده از ابزار سیاست پولی مرتبط با تولید، میتوان در رایگان کردن آب، برق،گاز، اجاره مسکن، مواد لبنی و بهداشتی بهره جست و استفاده کرد. میتوان با تکیه و اعتماد به اختصاص سیاست پولی به صورت بلاعوض به تولیدکنندگان کوچک و بزرگ که تضمین کاهش قیمت ها را ایجاد میکند؛ در صدد حمایت بلاعوض مستقیم نیز برآمد. سرانه پول در اختیار هر فرد در کشورهای توسعه یافته چند برابر سرانه میزان پول در دسترس هر فرد ایرانی است ولی افزایش قیمت مسکن در کشورهای توسعه یافته سالانه 2.4 درصد است. بنابراین میتوان نگرانی بابت پول در دست مردم را از این به بعد در نگرانی به استفاده نشدن درست از سیاست پولی توسط سیاست ترجمه و تعبیر کرد.

لینک انتشار: www.magiran.com/article/4091601


[1] میتوان یک روند اصلاحی در نظریه های رشد با فهم نهاده های جدید و علت حاکم بر آن ها دید. در ابتدا تنها به دو نهاده نیروی کار و سرمایه فیزیکی در تابع تولید اشاره میشد(نظریه رشد هارود دومار). سپس نهاده ای دیگر نیز به نام بهره وری به نهاده های تولید قبل اضافه و معرفی گشت(نظریه رشد سولو). پس از فهم علت بهره وری، دانش جایگزین این نهاده میشود. وقتی بیان شد که دانش توسط تحقیق و توسعه تولید میشود و اشکال بسیاری دارد که شامل دامنه وسیعی از دانش مجرد تا کاربردی میشود(دیوید رومر 143)؛ جایگزین متغیر دانش متغیر تحقیق و توسعه قرار میگیرد و زمینه ساز نظریه های رشد جدید از جمله مدل درون زای رشد رومر فراهم میشود. پل رومر به علت تحقیق و توسعه میرسد (بنگاه ها پس انداز خود را صرف تحقیق و توسعه می کنند) و این متغیر (تحقیق و توسعه) را درون زا معرفی میکند. پیش از این تحقیق و توسعه یا دانش برون زا معرفی شده بود. میتوان تحقیق و توسعه تجربی را تنها به پس انداز بنگاه ها نسبت نداد تا از ظرفیت نامحدود تحقیق و توسعه تجربی استفاده کرد. برقراری ارتباط بین سیاست پولی با تحقیق و توسعه تجربی بنگاه ها، علاوه بر افزایش تولید، ارتقاء درآمد سرانه را نیز محقق میکند که میتواند در مقام پاسخ به چرایی عدم همگرایی درآمد سرانه علی الخصوص پس از عدم موفقیت پل رومر در بیان علت عدم همگرایی درآمد سرانه (پل رومر برای پاسخ به عدم همگرایی درآمد سرانه به رد کاهنده بودن نرخ بازده سرمایه و بازده به مقیاس فزاینده با احتساب هزینه های ثابت تحقیق و توسعه اشاره می کند. این در شرایطی است که نرخ رشد کشورهای توسعه یافته در یک رابطه معنادار با تفاوت در کاهش متوسط نرخ رشد کشورهای توسعه یافته نسبت به کشور های کم و متوسط درامد، با کشورهای کم و متوسط درآمد قرار داشته است که نفی تجربی نظریات پال رومر در ارتباط با عدم همگرایی درآمد سرانه را نشان میدهد) نیز به کار گرفته شود یعنی میتوان به عنوان یکی از نهاده های اصلی تولید از این جهت که توضیح دهنده علت عدم همگرایی درآمد سرانه نیز است؛ در تابع تولید معرفی و قرار گرفته، در عین حال که ماهیت برون زا برای آن اعلام گردد.

بسم الله الرحمن الرحیم...

ما را در سایت بسم الله الرحمن الرحیم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: پنجشنبه 28 اسفند 1399 ساعت: 2:57

صفحه بندی